<no title>
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 14:42
الکترونگاتیوی اتمها [ویرایش]اتم وقتی در لایه ظرفیت خود الکترون کمتری داشته باشد تمایلش به گرفتن و یا دادن الکترون بیشتر میشود. هرچه عنصری تمایل بیشتری به گرفتن الکترون داشته باشد الکترونگاتیوتر است.اگرچه الکترونگاتیویته، قطبیت پیوندهای شیمیایی بین اتمهای یک مولکول را تعیین میکند اما عامل تعیین کننده...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 14:42
ابر الکترونی [ویرایش]ابر الکترونی اصطلاحی است که به مدل اتمی لایهای یا همان کوانتومی مربوط میشود. این مدل که کوانتومی نام دارد میگوید که مداری برای حرکت الکترونها به دور هسته اتم وجود ندارد و الکترونها از لایهای به لایه دیگر میروند. در بین این حرکت و تغییر لایه فوتون (انرژی به دست آمده) خود را به صو...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 14:42
جدول تناوبی عنصرهای شیمیاییu200f، نمایشی از عنصرهای شیمیایی شناخته شدهاست که بر اساس ساختار الکترونی مرتب گردیدهاست بهگونهای که بسیاری از ویژگیهای شیمیایی عنصرها به صورت منظم در طول جدول تغییر میکنند.جدول اولیه بدون اطلاع از ساختار داخلی اتمها ساخته شد: اگر عناصر را بر حسب جرم اتمی آنها مرتب نمائیم،...
عمومی
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 14:42
تعیین دقیق زمان مرگ تعیین دقیق زمان مرگ در جرم شناسی بسیار اهمیت دارد.اندازه گیری غلظت پتاسیم مایع زجاجیه روشی است که بیش از سه دهه از پیشنهاد و بررسی ان میگذرد.مصونیت ماده زجاجیه از آلودگی ،خون و باکتریها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداری و عدم نیاز به کالبدشکافی از مزایای این روش محسوب می شود.تجزیه پت...
<no title>
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 14:42
تعیین دقیق زمان مرگ تعیین دقیق زمان مرگ در جرم شناسی بسیار اهمیت دارد.اندازه گیری غلظت پتاسیم مایع زجاجیه روشی است که بیش از سه دهه از پیشنهاد و بررسی ان میگذرد.مصونیت ماده زجاجیه از آلودگی ،خون و باکتریها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداری و عدم نیاز به کالبدشکافی از مزایای این روش محسوب می شود.تجزیه پت...
ارزش جان آدمها برای ....
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 4:17
دادستان : همه ی شواهد نشان می دهد که شما قاتل هستید .متهم در جایگا: من همسر خودم را نکشته ام .دادستان با خودش : لعنتی زودتر اعتراف کن . با آن وکیل لعنتیت شرطبندی کرده ام . همسرم هم اونجا نشسته داره تماشام میکنه .
لذت سه ماهه / داستانکی از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 4:17
پزشکها می گویند سرطان خون دارم . سه ماه دیگر بیشتر زنده نیستم . تصمیم گرفته ام تمام باقی مانده ی عمرم ماهی گیری کنم . هر وقت یک ماهی گرفتم بلافاصله آزادش می کنم و دوباره به دریا می اندازمش . این کار باعث می شود چیزی که در زندگیم ندیدم و نچشیدم در این فرصت کم لمس کنم : لذتِ آزاد شدن
دخترک / داستانکی از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 4:17
پلیسها دخترک کبریت فروش را دستگیر کردند . چون فروش مواد آتشزا ممنوع بود . آنها نمی دانستند که داستان دخترک کبریت فروش سالها قبل نوشته شده است و ملیونها نفر آن را خوانده اند . پایانِ داستانِ دخترک کبریت فروش حتی اگر پلیسها دستگیرش کنند همان است که می دانیم . پلیسها او را به یک سلول انفرادی فرستادند ....
قدرتِ عددها
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 4:17
بزرگترین دانشمند ریاضی و هندسه خودکشی کرده بود . پلیسها کاغذی را به خط خود او پیدا کردند : چند شبانه روز است که عدد هفت را با عدد پنج جمع می زنم و به عدد شانزده می رسم . این در حالی است که باید به عدد دوازده برسم . به این نتیجه رسیده ام که نظم اعداد به هم خورده است . یعنی در آینده اگر یک نفر بمیرد ع...
حذفِ خود / داستانکی از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 4:17
سانسورچی کتاب رمانی که قرار بود چاپ شود را می خواند و اصلاح می کرد .کلمه ی عشق را در جملاتِ کتاب لاک می گرفت . بعضی وقتها هم یک جمله ی کاملِِ عاشقانه را با وسواس حذف می کرد . از کاری که انجام می داد بسیار خشنود بود . چون با این کارش ازفساد اخلاقی جلوگیری می شد . در همین حین تلفن زنگ خورد . گوشی را ب...
روزنامه اعتماد در مورد نظام الدین مقدسی نوشت :
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 4:17
مرجع مقاله :http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2464862سه اثر داستاني از يك نويسندهنويسنده: يونس صادقيبرای خواندن متن مقاله به ادامه مطلب بروید .
شک آدم / داستانی از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 4:17
در یک کتاب مقدس که تازه کشف شده و نام پیامبرش معلوم نیست داستان آفرینش نه آنطور که در تورات و انجیل آمده است بلکه با جزئیاتی بیشتر ذکر شده . در آیات 85 به بعد که درباره ی حضرت آدم است موضوعات گوناگونی مطرح شده . یکی از این موضوعات درباره ی علت گریه های مداوم حضرت آدم در بهشت است . در این کتاب مقدس ن...
گیج کردن / داستانکی از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 4:17
مرد وارد مغازه ی عطر فروشی شد و عطرهای گوناگونی خرید . یک عطر فرانسوی ، دو عطر هندی و چندین عطر دیگر از کشورهای گوناگون با مارکهای مختلف . بعد به خانه برگشت . از هر شیشه یِ عطر مقداری به خودش پاشید و لبخند زد . حالا مطمئن بود هیچ زنی نمی تواند از رازهایِ زندگی او چیزی بفهمد . شنیده بود زنها خیلی باه...
کاناپه / داستانکی از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 4:17
در یکی از موزه های بزرگ انگلستان کاناپه ای مربوط به قرن سیزدهم میلادی وجود دارد که ملکه انگلستان و جورج اول به خاطر آن از هم جدا شده اند . در قسمت توضیحات موزه خواندم که پس از جدایی آنها مردم انگلستان اینطور برداشت کردند که هر زوجی روی آن کاناپه بنشیند از هم جدا می شوند . کلیسای کاتولیک انگلستان در ...
وقتی / نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1391/1/3 ساعت: 4:17
وقتی قرصهایم را نخورده ام و خوابم خوب است وقتی قرصهایم را نخورده ام ولی می توانم بخندم یعنی هنوز می توانی به شعرهایم دخیل ببندیدعا کنی چند کلمه ی عاشقانه نصیبت شود یعنی هنوز می توانم ریگ سیاه چشمانت را قرض بگیرم تا فقط مرا ببینی فقط مواظب باش عزیز وقتی قرصهایم را نخورده ام خیلی زودتر عاشق می شوم
28 اسفند
-
تاریخ: 1390/12/29 ساعت: 1:59
2 روز به عید مونده چرا من خوشحال نیستم چرا دوست ندارم عید بشه اصلا چرا من این مدلیم چرا حالم خوب نیست چرا کسلم چرا دپرسم چرا چرا چرا هزار تا چرا دارم ای بابااااا.امروز ظهر همسری گفت بریم بهشت زهرا منم گفتم بریم آخه اون روز که خواستیم بریم نشد خلاصه آماده شدیم رفتنه بنیتا مثل یه خانوم گل شیر خورد و ت...
آخرین جمعه سال
-
تاریخ: 1390/12/29 ساعت: 1:59
امروز 26 اسفند آخرین جمعه ساله و این اولین عیدی دخملیه خدایا هزاران هزارن بار شکر که امسال عید این فرشته کوچولو تو خونه ماست امسال با وجود بنیتا بهترین عید رو منو همسری داریم نه فقط منو همسری بلکه خانواده هامونم امسال براشون با سالهای دیگه فرق داره .پریروز مامان و بابام رفتن مالزی دم رفتن مامانم انق...
22 اسفند
-
تاریخ: 1390/12/29 ساعت: 1:59
امروز با مادر شوشو قرار داشتم بریم با هم بازار که زنجیری که سر عقد مامانم به همسری داده بود رو عوض کنم آخه یه جاهاییش خورده شده بود .صبحش تا بنیتا خانوم پا شد بهش شیر دادم و عوضش کردم و یه ذره با هم بازی کردیم تا خواستیم اماده شیم باز دیدم بنیتا خوابش گرفت اونو خوابوندم و خودم کم کم آماده شدم خلاصه...
20 اسفند
-
تاریخ: 1390/12/29 ساعت: 1:59
الان منتظرم مامان شوشو بیاد خونمون تا بنیتا رو بگیره من برم دکتر برای کمرم امیدوارم بخاطر امپول بی حسی باشه و چیز مهمی نباشه دخملی هم الان تو تختش داره غر غر میکنه که بیا منو بغل کن دورت بگردم ننه که انقدر شیرین شدی بوسسسسسسسسسدیروز 19 اسفند دخملی دیگه رسما خودش به تنهایی غلت زد و کلی منو خوشحال کرد...
عکس
-
تاریخ: 1390/12/29 ساعت: 1:59
این دو عکس در حال رفتن به خونه خاله صفورا هست اینم عکس حونه حاله نگین با دو تا آرمانها و هانا وقتی دخمل خوش اخلاقم از خواب بیدار میشه