به وبلاگ خودتان خوش امدید
سانسورچی کتاب رمانی که قرار بود چاپ شود را می خواند و اصلاح می کرد .کلمه ی عشق را در جملاتِ کتاب لاک می گرفت . بعضی وقتها هم یک جمله ی کاملِِ عاشقانه را با وسواس حذف می کرد . از کاری که انجام می داد بسیار خشنود بود . چون با این کارش ازفساد اخلاقی جلوگیری می شد . در همین حین تلفن زنگ خورد . گوشی را برداشت . همسرش بود .تازه با هم ازدواج کرده بودند . با هم حرف زدند و در پایان همسرش به او گفت : عاشقتم عزیزم .
برچسب:
نویسنده: گل گلدون