مرد وارد مغازه ی عطر فروشی شد و عطرهای گوناگونی خرید . یک عطر فرانسوی ، دو عطر هندی و چندین عطر دیگر از کشورهای گوناگون با مارکهای مختلف . بعد به خانه برگشت . از هر شیشه یِ عطر مقداری به خودش پاشید و لبخند زد . حالا مطمئن بود هیچ زنی نمی تواند از رازهایِ زندگی او چیزی بفهمد . شنیده بود زنها خیلی باهوشند . برای آنها هر مردی بویِ مخصوصِِ خودش را دارد .به همین خاطر هر وقت مردی را می بینند بوی او را تشخیص می دهند و تمام رازهایِ زندگیش را می فهمند .
گلدان...
ما را در سایت گلدان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: گل گلدون
بازدید: 425
تاريخ: پنجشنبه
3 فروردين
1391 ساعت: 4:17