سانسورچی کتاب رمانی که قرار بود چاپ شود را می خواند و اصلاح می کرد .کلمه ی عشق را در جملاتِ کتاب لاک می گرفت . بعضی وقتها هم یک جمله ی کاملِِ عاشقانه را با وسواس حذف می کرد . از کاری که انجام می داد بسیار خشنود بود . چون با این کارش ازفساد اخلاقی جلوگیری می شد . در همین حین تلفن زنگ خورد . گوشی را برداشت . همسرش بود .تازه با هم ازدواج کرده بودند . با هم حرف زدند و در پایان همسرش به او گفت : عاشقتم عزیزم .
گلدان...
ما را در سایت گلدان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: گل گلدون بازدید: 371 تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1391 ساعت: 3:15