به وبلاگ خودتان خوش امدید
همچو نگاه من بی تاب بود
اشک من آرام از آن میچکید
وقت سحرگاه که او خواب بود
ناله شبگیر من آن گریه ها
مستی آن خاطره ناب بود
در شب چشمان سیاهش غمی
تلخ تر از گریه مهتاب بود
وعده خوشبخت شدن با دلش
روشنی خانه ز شبتاب بود
او ره خود رفت و پی یار خویش
چشم من و کوزه بی آب بود
برچسب:
نویسنده: گل گلدون